پنجره سکوت...
شعرها و دلنوشته های من
+
نوشته شده در بیست و سوم آذر ۱۳۸۶ ساعت توسط فریناز |
گاهی که دل ابری می شود ، تلخی روزگار را به شیرینی خاطرات می بخشم و باور می کنم
که زندگی همیشه شیرین است.
باور می کنم زندگی را در گلبرگ های شبنم خورده ی گل سرخ...
باور می کنم زندگی را در سکوت سرد کوچه که پراست از دلتنگی های رنگارنگ...
باو ر می کنم زندگی را در لبخند شیرین مادربزرگ که نور را به همنشینی دانه های تسبیحش
دعوت می کند
باور می کنم زندگی را در پشت میله های این پنجره ی تنها که پاسخی جز سکوت مقابل این
هیاهوی خاکستری و گنگ ندارد...
باور می کنم زندگی را در همین از تو نوشتن ها ، در همین کاغذهای بی رنگ از حضورت ...
باور می کنم ،تو هم باور کن که زندگی با همه ی غرورش روزی گلبرگ ها را از گل می گیرد
باور کن...
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
هفته چهارم آبان ۱۳۹۲
هفته سوم تیر ۱۳۹۲
هفته سوم فروردین ۱۳۹۲
هفته چهارم اسفند ۱۳۹۱
هفته چهارم شهریور ۱۳۹۱
هفته چهارم مرداد ۱۳۹۱
هفته چهارم خرداد ۱۳۹۱
هفته چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱
هفته دوم فروردین ۱۳۹۱
هفته چهارم اسفند ۱۳۹۰
هفته سوم بهمن ۱۳۹۰
هفته اوّل بهمن ۱۳۹۰
هفته چهارم مهر ۱۳۹۰
هفته سوم مهر ۱۳۹۰
هفته چهارم بهمن ۱۳۸۹
هفته چهارم شهریور ۱۳۸۹
هفته اوّل مرداد ۱۳۸۹
هفته چهارم اسفند ۱۳۸۸
هفته دوم بهمن ۱۳۸۸
هفته دوم آذر ۱۳۸۸
هفته چهارم آبان ۱۳۸۸
هفته چهارم شهریور ۱۳۸۸
هفته دوم مرداد ۱۳۸۸
هفته سوم تیر ۱۳۸۸
هفته اوّل خرداد ۱۳۸۸
هفته سوم اردیبهشت ۱۳۸۸
هفته اوّل فروردین ۱۳۸۸
هفته چهارم بهمن ۱۳۸۷
هفته سوم بهمن ۱۳۸۷
هفته چهارم دی ۱۳۸۷
هفته دوم دی ۱۳۸۷
هفته اوّل آذر ۱۳۸۷
هفته چهارم آبان ۱۳۸۷
هفته دوم آبان ۱۳۸۷
هفته چهارم شهریور ۱۳۸۷
هفته دوم شهریور ۱۳۸۷
آرشيو
BLOGFA.COM