خدایا کمک کن به دلدادگی
به طعم پر از جبر اوارگی
خدایا کمک کن به اغازها
به راز نهفته در این سازها
خدایا کمک کن به دستان او
برای نوازش،نمایش،حضور
خدایا کمک کن که ما بشنویم
سخن را در اوای تلخ دریغ
دریغ از سیاهی دیوارها
دریغ از تباهی پروازها
دریغ از قلم،شعر،حرف و سخن
دریغ از شب و روز پرپر شدن
خدایا کمک کن به چشمان او
برای تحمل،صبوری،سکوت
برای رهایی از این تنگنا
برای پریدن از این بندها
من از غم پناهم به توست ای خدا
خدای کریم و رحیم و مشکل گشا
من از هرچه غیر از تو بود رسته ام
که از این پریشانی ام خسته ام
دلنوشته ای در سکوت
+ نوشته شده در دهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط فریناز
|