امروز به نام تو ثبت شد

به نام تنهایی

به نام لحظه هایی که من

به یاد تو بودم

به یاد دود تلخ و غلیظ سیگارت

که در فضای یک اتاقک غم الود

میان چهره ی ما

و با حسادت او،روان می شد

به یاد تقویم شیشه ای و کوچک قلبم

که در توالی روزهای بی احساس

لگد می خورد

امروز به نام تو ثبت شد

به نام گمنامی

به نام کوچه های بی فردا

که با تو طی می شد

در این اتاقک مهجور و افسرده

و روی این زمین خالی از احساس

دلم هوای شیطنت دارد

میان این دریچه های ساکت و غمبار

دری به سوی اسمان باز است

اگرچه من تنها

به سوی او روان شده ام

ولی نشانه ای از او

برای من کافیست

که با دلم گوید :

امروز به نام تو ثبت شد

به نام شیدایی...

                                                         دلنوشته ای در سکوت