آغاز یک نگاه

آغاز یک تپش

آغاز میهمانی قلب من شدی

آهسته آشنا٬ آهسته آشنا با روح من شدی

 

ای آشنای حضور ستاره ها در شب

فانوس راه پر اضطرابم را

از من نگیر...

امروز با ترانه های تو زنده ام

این دلخوشی ساده ی سبز را

از من نگیر...

 

با تو مرا نیازی به اوج دنیا نیست

حتی اگر مرا به عمق دریاها

حتی اگر مرا به قعر گودال ها

همراه خود ببری

هرگز هراسی از سیاهی و مرگ با من نیست