
با همین چشم ها ، همین دل
دلم دید و چشمم می گوید
آنقدر که زیبایی رنگارنگ است ، هیچ چیز نیست
زیرا همه چیز زیباست ، زیباست ، زیباست
و هیچ چیز ، همه چیز نیست
و با همین دل ، همین چشم
چشمم دید ، دلم می گوید
آنقدر که زشتی گوناگون است ، هیچ چیز نیست
زیرا همه چیز زشت است ،زشت است ، زشت است
و همه چیز هیچ چیز نیست
زیبا و زشت ، همه چیز و هیچ چیز
و هیچ ،هیچ ، هیچ ، اما
با همین چشم ها و دلم
همیشه من یک آرزو دارم
که آن شاید از همه ی آرزوهایم کوچکتر است
از همه کوچکتر
و با همین دل و چشم هایم
همیشه من یک آرزو دارم
که آن شاید از همه ی آرزوهایم بزرگتراست
ازهمه بزرگتر
شاید همه ی آرزوها بزرگند ، شاید همه کوچک
و من همیشه یک آرزو دارم
با همین دل
و چشم هایم
همیشه...
مهدی اخوان ثالث
+ نوشته شده در بیست و سوم مهر ۱۳۸۶ ساعت توسط فریناز
|